مختارنامه - باب چهل و پنجم: در معانیی که تعلق به گل دارد
شمارهٔ ۱۱
عطار
چون برگ گلت بدید گلبرگ طری
شق کرد قصب به دست باد سحری
شد تا به بر گلابگر جامه دران
از شرم رخت در آتش افتاد و گری