مختارنامه - باب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشق

عطار

شمارهٔ ۱۶

عطار
خود را ز تو بیگناه مینتوان داشت دل جز به غمت سیاه مینتوان داشت
از درد تو باد سرد من چندان است کز باد کله نگاه مینتوان داشت