مختارنامه - باب چهل و یکم: در صفت بیچارگی عاشق
شمارهٔ ۲۹
عطار
زان روز که عشق تو به من درنگریست
خلقی به هزار دیده بر من بگریست
هر روز هزار بار در عشق توام
میباید مرد زار و میباید زیست