مختارنامه - باب چهارم: در معانی که تعلّق به توحید دارد
شمارهٔ ۸۸
عطار
در عشق نماند عقل و تمییز که بود
کلی دل و جان بسوخت آن نیز که بود
چون پرتو آفتاب از پرده بتافت
ناپیدا شد چو ذره هر چیز که بود