مختارنامه - باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق
شمارهٔ ۲۸
عطار
دی میشد و دل رها نمیکرد به کس
برخاسته صد فغان هر گوشه که بس
امروز همی آمد و هر ذره که هست
فریاد همی کرد که فریادم رس