مختارنامه - باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق
شمارهٔ ۵
عطار
دوش آمد و گفت: چند تنها باشی
گر قطره نباشی همه دریا باشی
هرگه که تنت جهان و دل جان گردد
تو جان و جهان شوی همه ما باشی