مختارنامه - باب سی و دوم: در شکایت کردن از معشوق
شمارهٔ ۵۴
عطار
عشق تو به هر دمم هزار افسون کرد
تا عقل ز من برد و مرا مجنون کرد
من هرچه که داشتم ندادم از دست
اما همه او ز دست من بیرون کرد