مختارنامه - باب سی و دوم: در شکایت کردن از معشوق

عطار

شمارهٔ ۴۶

عطار
صد بار کشیدم و به سرباری بار خوارم کردی چه خیزد از خواری خوار
عشقت چو مرا کشت به صد زاری زار آنگاه مرا چه سود از یاری یار