مختارنامه - باب سی و دوم: در شکایت کردن از معشوق
شمارهٔ ۴۵
عطار
عشق تو که سر چون قلمم اندازد
چون شمع سرم در قدمم اندازد
هرگه که وجودت متجلی گردد
تا چشم زنم، در عدمم اندازد