مختارنامه - باب سی و دوم: در شکایت کردن از معشوق

عطار

شمارهٔ ۳۵

عطار
گر بی تو دمی خون جگر مینخورم آغشته همی شوم ز خون جگرم
کار تو به هیچ گونه پی مینبرم سر گردانا که من به کارتو درم!