مختارنامه - باب سی و دوم: در شکایت کردن از معشوق

عطار

شمارهٔ ۱

عطار
نه همچو منت به مهر یاری خیزد نه نیز چو من به روزگاری خیزد
من خاک تو و تو میدهی بر بادم ترسم که میان ما غباری خیزد