مختارنامه - باب سیام: در فراغت نمودن از معشوق
شمارهٔ ۱۰
عطار
چون هیچ کسی ندیدهام در خوردش
پیوسته نشستهام دلی پر دردش
ناگاه چو برق بگذرد بر در من
چندان بناستد که ببینم گردش