مختارنامه - باب سیام: در فراغت نمودن از معشوق
شمارهٔ ۶
عطار
گفتم: دل و جان در سر کارت کردم
هر چیز که داشتم نثارت کردم
گفتا: تو که باشی که کنی یا نکنی
کان من بودم که بیقرارت کردم