مختارنامه - باب سی‏ام: در فراغت نمودن از معشوق

عطار

شمارهٔ ۶

عطار
گفتم: دل و جان در سر کارت کردم هر چیز که داشتم نثارت کردم
گفتا: تو که باشی که کنی یا نکنی کان من بودم که بیقرارت کردم