مختارنامه - باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق
شمارهٔ ۵
عطار
جسمی است هزار چشمه خون زاده درو
جانی است هزاردرد سر داده درو
یک قطرهٔ خون است دل بی سرو پای
صد عالم عشق بر هم افتاده درو