مختارنامه - باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق

عطار

شمارهٔ ۳

عطار
نه دل دارم نه چشم ره بین چکنم درمانده نه دنیی و نه دین چکنم
نه سوی تو راهست و نه سوی دگران سیلی است بر آتش من مسکین چکنم