مختارنامه - باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن

عطار

شمارهٔ ۸

عطار
گفتم که اگرچه هست کارم بنظام از ترس تو میطپم چو مرغی در دام
گفتا: ترسان به از خداوند غلام چون میترسی مترس و میترس مدام