مختارنامه - باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن

عطار

شمارهٔ ۱

عطار
تیر طلب عشق، روان، میانداز از زه چه کنی فرو کمان میانداز
گر تیر تو اکنون به هدف مینرسد آخر برسد تو همچنان میانداز