مختارنامه - باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن

عطار

شمارهٔ ۴۵

عطار
ای گم شده از جای به صد جای پدید پیش تو نه جان نه عقل خود رای پدید
روزی صد ره ز پای رفتم تا سر لیکن تو نه در سری نه در پای پدید