مختارنامه - باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر

عطار

شمارهٔ ۲۸

عطار
آن مرغ که بود از می معنی مست پرید و دل اندر کرم مولی بست
گیرم که نداد دولت عقبی دست آخر ز خیال رهزن دنیی رست