مختارنامه - باب بیست و یکم: در کار با حق گذاشتن و همه از او دیدن

عطار

شمارهٔ ۳

عطار
پیوسته دلم به جانت میخواهد جست دست از توبه خون دیده میخواهد شست
چندان که به خود، قدم زنم در ره تو در هر قدمم حجاب میخواهد رست