مختارنامه - باب بیستم: در ذُلّ و بار کشیدن و یکرنگی گزیدن
شمارهٔ ۲۹
عطار
چون بحر، دلی هزار جوش است مرا
تن در غم عشق، سخت کوش است مرا
گر زهد کنم زبان خموش است مرا
کاین زهد نه از بهر فروش است مرا