مختارنامه - باب بیستم: در ذُلّ و بار کشیدن و یکرنگی گزیدن
شمارهٔ ۲
عطار
گر جان ببرد عشق توام جان آنست
ور درد دهد جملهٔدرمان آنست
هر ناکامی که باشد این طایفه را
میدان به یقین که کام ایشان آنست