مختارنامه - باب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شکایت از روزگار غدّار
شمارهٔ ۲
عطار
دریاست جهان که تخت اینجا بنهد
دل مردم شوربخت اینجا بنهد
در هر قدمی هزار سر خاک ره است
خاکش بر سر که رخت اینجا بنهد