مختارنامه - باب سیزدهم: در ذمِّ مردمِ بیحوصله و معانی که تعلّق به
شمارهٔ ۹
عطار
ای همچو سگی به استخوانی قانع
تاکی باشی به خاکدانی قانع
چون هر نفست هزار جان در راه است
از بهر چهای به نیم جانی قانع