مختارنامه - باب سیزدهم: در ذمِّ مردمِ بیحوصله و معانی که تعلّق به
شمارهٔ ۸
عطار
ای در طلب گره گشائی مرده
در وصل بزاده در جدائی مرده
ای بر لب بحر، تشنه، با خاک شده
وی بر سر گنج در گدائی مرده