مختارنامه - باب دوازدهم: در شکایت از نفس خود
شمارهٔ ۱۲
عطار
خون شد جگرم ز غصهٔ خویش مرا
وز بیم رهی که هست در پیش مرا
هرگز نرسد به نوش توحید دلم
تا کژدم نفس میزند نیش مرا