مختارنامه - باب یازدهم: در آنکه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان

عطار

شمارهٔ ۱۳

عطار
هم عقل درین واقعه مضطر افتاد هم روح ز دست رفت و بر سر افتاد
گفتم که گشایم این گره در سی سال بود آن گره و هزار دیگر افتاد