مختارنامه - باب یازدهم: در آنکه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان

عطار

شمارهٔ ۹

عطار
تا عالم جهل خود نگردی به نخست هر اصل که در علم نهی نیست درست
ای بس که دلم دست به خونابه بشست در حسرت نایافت و نیافت آنچه بجست