مختارنامه - باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه
شمارهٔ ۷۸
عطار
چون درد تو چاره ساز آمد جان را
درد تو بس است این دل بیدرمان را
چون از سر فضل، ره نمایی همه را
راهی بنما اینهمه سرگردان را