مختارنامه - باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه

عطار

شمارهٔ ۱۰

عطار
ای از تو فلک بی خور و بی خواب شده وز شوق تو سرگشته، چو سیماب، شده
هر دم ز تو صد هزار دل خون گشته دل کیست که صد هزار جان، آب شده