الهی نامه - بخش دوم

عطار

المقالة الثانیة

عطار
پسر گفتش گر این شهوت نباشد میان شوی و زن خلوة نباشد
نباشد خلق عالم را دوامی نماند در همه گیتی نظامی
اگر این حکمت و ترکیب نبود بساط ملک را ترتیب نبود
یکی باید هزار و یک تن آراست که تا یک لقمه بنهی در دهان راست
بحکمت کارفرمایان این راه ز ماهی کار می رانند تا ماه
زمین از کف فلک تابد ز دودی که گر چیزی نبایستی نبودی
اگر شهوة نبودی در میانه نه تو بودی و نه من در زمانه
تو شهوة می براندازی ز مردان دلم را سر این معلوم گردان