الهی نامه - بخش نوزدهم

عطار

جواب پدر

عطار
پدر گفتش که حرصت غالب آمد دلت زان کیمیا را طالب آمد
چه خواهی کرد دنیای دنی را سرای مکر و جای دشمنی را
که دنیا هست زالی هفت پرده برای صید تو هر هفت کرده
همی بینم ز حرصت رفته آرام بیارام ای چو مرغ افتاده در دام
که مرغ حرص را خاکست دانه ز خاکش سیری آید جاودانه