دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۳۶۹

عطار
رخ ز زیر نقاب بنماید همه عالم خراب بنماید
گوشمالی که هیچکس ننمود به مه و آفتاب بنماید
اختران را که ره دو اسبه روند همچو خر در خلاب بنماید
کرهٔ گل ز راه برگیرد نیل گردون سراب بنماید
صد هزاران هزار نقش عجب برتر از خاک و آب بنماید
هرکجا در دو کون بیداری است همه را مست خواب بنماید
جملهٔ حلق های مردان را سر زلفش طناب بنماید
هر سر مو ز زلف سرکش او عالمی انقلاب بنماید
مشکلی را که حل نشد هرگز غمزهٔ او جواب بنماید
جان عطار را ز یک تف عشق همچو شمع مذاب بنماید