دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۳۳۷

عطار
چه سازی سرای و چه گویی سرود فروشو بدین خاک تیره فرود
یقین دان که همچون تو بسیار کس فکندست در چرخ چرخ کبود
چه برخیزد از خود و آهن تو را چو سر آهنین نیست در زیر خود
اگر جامهٔ عمر تو زآهن است اجل بگسلد از همش تار و پود
اگر سر کشی زین پل هفت طاق سر و سنگ ماننده آب رود
ز سرگشتگی زیر چوگان چرخ چو گویی ندانی فراز از فرود
چو دور سپهرت نخواهد گذاشت ز دور سپهری چه نالی چو رود
رفیقان هم راز را کن وداع عزیزان همدرد را کن درود
درخت بتر بودن از بن بکن ز شاخ بهی کن کلوخ آمرود
مکن همچو عطار عمر عزیز همه ضایع اندر سرای و سرود