اپیدرم
معنی
(اسم) [فرانسوی: épiderme] (زیستشناسی)
[epiderm] قشر خارجی پوست جانوران یا اندام گیاهان؛ روپوست.
برابر فارسی
- اپیدرم
جست و جوی دقیق
اپیدرم
فرهنگ عمید
(اسم) [فرانسوی: épiderme] (زیستشناسی)
[epiderm] قشر خارجی پوست جانوران یا اندام گیاهان؛ روپوست.
[epiderm] قشر خارجی پوست جانوران یا اندام گیاهان؛ روپوست.
اپیدرم
فرهنگ سره
پوش بافت
اپیدرم
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
اپیدرم
(فر/ا)توێخ، توێخیسەرەوەی پێست، توێژ،
(فر/ا)توێخ، توێخیسەرەوەی پێست، توێژ،
اپیدرم
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فرانسوی
آوایش:
/اِپی/دِرم/
اسم:
اپیدرم جانوری
1. بیرونیترین لایه پوست که فاقد رنگهای خونی است، (روپوست).
فرهنگ بزرگ سخن
(En:epidermis)
فرانسوی
آوایش:
/اِپی/دِرم/
اسم:
اپیدرم جانوری
1. بیرونیترین لایه پوست که فاقد رنگهای خونی است، (روپوست).
فرهنگ بزرگ سخن
(En:epidermis)