اپرویز
معنی
(صفت) [پهلوی: aparvēč] ‹پرویز› [قدیمی]
[aparviz]
۱. پیروز؛ مظفر؛ فاتح.
۲. عزیز؛ گرامی.
جست و جوی دقیق
اپرویز
فرهنگ عمید
(صفت) [پهلوی: aparvēč] ‹پرویز› [قدیمی]
[aparviz]
۱. پیروز؛ مظفر؛ فاتح.
۲. عزیز؛ گرامی.
[aparviz]
۱. پیروز؛ مظفر؛ فاتح.
۲. عزیز؛ گرامی.
اپرویز
فرهنگ دهخدا
[اَ پَرْ] (اِخ) پرویز. اپرواز. ابرویز. برویز. || (ص) مظفر. منصور. گرامی. (برهان). || (اِ) نامی از نامهای مردان ایرانی.
اپرویز
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
اپرویز
(ص)پیرۆز، سەرکەوتوو، سەرکەوتە،
(ص)پیرۆز، سەرکەوتوو، سەرکەوتە،