اسپرانتو
معنی
(اِ پِ) [ فر. ] (اِ.) زبان بین المللی که قواعد آن بسیار ساده و آسان است و در سال ۱۸۸۷ توسط دکتر زامنهوف اختراع شد.
جست و جوی دقیق
اسپرانتو
فرهنگ معین
(اِ پِ) [ فر. ] (اِ.) زبان بین المللی که قواعد آن بسیار ساده و آسان است و در سال ۱۸۸۷ توسط دکتر زامنهوف اختراع شد.
اسپرانتو
فرهنگ عمید
(اسم) [فرانسوی: espéranto]
[esp[e]rānto] زبانی قراردادی برای آسان کردن روابط بینالمللی با گرامر بسیارساده که با الفبای لاتین نوشته میشود.
[esp[e]rānto] زبانی قراردادی برای آسان کردن روابط بینالمللی با گرامر بسیارساده که با الفبای لاتین نوشته میشود.
اسپرانتو
فرهنگ دهخدا
[اِ پِ تُ] (اِ)(1) زبان بین المللی که دکتر زامِنْهُف در حدود 1887 م. وضع کرده و دستور آن دارای شانزده قاعده است.
(1) - Esperanto.
(1) - Esperanto.
اسپرانتو
واژهنامه گوند (کردی به کردی و فارسی به کوردی)
اسپرانتو[ا] (ئەسپرانتو - esprantû)زمانی جیهانی، یەکێکە لە زمانە دەستکردەکان دەستوورەکەی زۆر سادەو ئاسانە لەساڵی ١٨٨٧دا لەلایەن دکتۆر (زامنهوف)ەوە داهێنراوە.
اسپرانتو
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
اسپرانتو
(فر/ا)زمانێکی سازکراوی نێو نهتەوەیییەکەڕێزمانەکەی زۆر هاسانەو دوکتۆر(زامەوف) دایهێناوە،
(فر/ا)زمانێکی سازکراوی نێو نهتەوەیییەکەڕێزمانەکەی زۆر هاسانەو دوکتۆر(زامەوف) دایهێناوە،
اسپرانتو
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فرانسوی
آوایش:
/اِسپِرانتو/
اسم مرکب:
اسپرانتو
1. زبانی قراردادی، برای آسانتر کردن رابطه بین ملتها، که توسط زامِنهوف پزشک و (زبانشناس) لهستانی در قرن نوزدهم ابداع شد.
2. زبان بینالمللی که قواعد آن بسیار ساده و آسان است و در سال ۱۸۸۷ توسط دکتر زامنهوف اختراع شد.
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
فرانسوی
آوایش:
/اِسپِرانتو/
اسم مرکب:
اسپرانتو
1. زبانی قراردادی، برای آسانتر کردن رابطه بین ملتها، که توسط زامِنهوف پزشک و (زبانشناس) لهستانی در قرن نوزدهم ابداع شد.
2. زبان بینالمللی که قواعد آن بسیار ساده و آسان است و در سال ۱۸۸۷ توسط دکتر زامنهوف اختراع شد.
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین