استپ
معنی
(اِ ت ِ) [ فر. ] (اِ.) جلگه وسیع و بی - درخت، علفزار.
جست و جوی دقیق
استپ
فرهنگ معین
(اِ ت ِ) [ فر. ] (اِ.) جلگه وسیع و بی - درخت، علفزار.
استپ
فرهنگ معین
(اِ سْ تُ) [ فر. ] فرمان ایست، بایست.
استپ
فرهنگ عمید
(اسم) [فرانسوی: stepp، مٲخوذ از روسی] (جغرافیا)
[estep] جلگۀ وسیع علفزار بدون درخت در نواحی نیمهخشک.
[estep] جلگۀ وسیع علفزار بدون درخت در نواحی نیمهخشک.
استپ
فرهنگ عمید
(شبه جمله) [فرانسوی: stop]
[estop]
۱. فرمان ایست؛ بایست.
۲. (اسم) نور بالای چراغهای جلو خودرو که معمولاً با دستۀ راهنما یا کلید زیر پا قطع و وصل میشود.
۳. (اسم مصدر) (ورزش) در فوتبال، نگه داشتن و کنترل توپ با پا یا سینه.
[estop]
۱. فرمان ایست؛ بایست.
۲. (اسم) نور بالای چراغهای جلو خودرو که معمولاً با دستۀ راهنما یا کلید زیر پا قطع و وصل میشود.
۳. (اسم مصدر) (ورزش) در فوتبال، نگه داشتن و کنترل توپ با پا یا سینه.
استپ
فرهنگ دهخدا
[اِ تِ] (فرانسوی، اِ)(1) (از روسی استپژ(2)) نامی که روسها به هر جلگهء وسیع گیاه ناک اروپا و آسیا دهند.
(1) - Steppe.
(2) - Stepj.
(1) - Steppe.
(2) - Stepj.
استپ
واژهنامه گوند (کردی به کردی و فارسی به کوردی)
استپ[ا] (ئیستیپ - istîp)دەشتی بەرین.
استپ
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
استپ
(ا)گیاجاڕی بەرینوتەخت، دەشتایی پڕلەگیا، دەشتی گەورەی لەوەڕگە،
(ا)گیاجاڕی بەرینوتەخت، دەشتایی پڕلەگیا، دەشتی گەورەی لەوەڕگە،
استپ
واژگان مصوب فرهنگستان
[مهندسی منابع طبیعی- محیطزیست و جنگل] Steppe
علفزارهای گسترده سرزمینهای آسیای مرکزی و روسیه که گاه درختان اندکی نیز در آنها یافت میشود
متـ . سبزدشت
علفزارهای گسترده سرزمینهای آسیای مرکزی و روسیه که گاه درختان اندکی نیز در آنها یافت میشود
متـ . سبزدشت
استپ
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
انگلیسی
آوایش:
/اِسٰتُپ/
شبهجمله:
استُپ
1. فرمان (ایست)، بایست.
2. فنی: وسیلهای که برای کنترل یا قطع و صل دستگاهی بکار میرود.
3. فنی: نور بالای ورخهای جلو خودرو که معمولا با دسته راهنما یا با کلید زیر پا قطع و وصل میشود.
4. ورزش: در فوتبال، متوقف کردن و تحت کنترل درآوردن توپ با پا، سینه، و مانند آنها.
5. بازی: نوعی بازی کودکان که در آن یک نفر کرگ میشود و دیگران را دنبال میکند و بقیه بچهها برای اینکه او آنها را نگیرد و نسوزند، «استپ» میگویند و بیحرکت میمانند و برای ادامه بازی، کسی باید آنها را آزاد کند. اسم: استِپ
6. جغرافیا: جلگه پهناور و بدون درخت در نواحی نیمه خشک. جلگه وسیع و بیدرخت، (علفزار). واژههای مشتق شده: (استپی)، (استپ خشک)، (استپ رقص)، (استپ رنگی)، (استپ سینه).
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
انگلیسی
آوایش:
/اِسٰتُپ/
شبهجمله:
استُپ
1. فرمان (ایست)، بایست.
2. فنی: وسیلهای که برای کنترل یا قطع و صل دستگاهی بکار میرود.
3. فنی: نور بالای ورخهای جلو خودرو که معمولا با دسته راهنما یا با کلید زیر پا قطع و وصل میشود.
4. ورزش: در فوتبال، متوقف کردن و تحت کنترل درآوردن توپ با پا، سینه، و مانند آنها.
5. بازی: نوعی بازی کودکان که در آن یک نفر کرگ میشود و دیگران را دنبال میکند و بقیه بچهها برای اینکه او آنها را نگیرد و نسوزند، «استپ» میگویند و بیحرکت میمانند و برای ادامه بازی، کسی باید آنها را آزاد کند. اسم: استِپ
6. جغرافیا: جلگه پهناور و بدون درخت در نواحی نیمه خشک. جلگه وسیع و بیدرخت، (علفزار). واژههای مشتق شده: (استپی)، (استپ خشک)، (استپ رقص)، (استپ رنگی)، (استپ سینه).
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
استپ
دانشنامه آزاد ویکی پدیا
اِستِپ یا سبزدشت منطقهای است دارای درختان خاردار و بوتههای کوتاه قد که با فاصله از هم روییدهاند. استپ پوشش گیاهی ضعیفی دارد که برای چرای دامها مناسب نیست. استپ در زبان روسی استپ و در زبان آلمانی استپه است. در قاره اروپا، برخی مناطق مدیترانهای همچون مرکز سیسیل در ایتالیا، جنوب پرتغال، بخشهایی از یونان (به ویژه در بخش جنوبی آتن)، دارای پوشش گیاهی شبیه استپ هستند. دیوید آنتونی، استاد بازنشستهٔ انسانشناس در کتاب اسب، چرخ و زبان حدس میزند که استپهای اوراسیا نقش بسزایی در گسترش اسب، چرخ و زبانهای هندواروپایی داشتهاند.