استعفا
معنی
(اسم مصدر) [عربی: استعفاء]
[estefā]
۱. درخواست کنارهگیری از کار و شغل.
۲. کنارهگیری کردن از کار و شغل.
۳. [قدیمی] طلب عفو کردن؛ عفو خواستن.
برابر فارسی
- استعفا
هممعنا / پادمعنا
- برکناریخواهی، بیکاری، کنارهگیری
جست و جوی دقیق
استعفا
فرهنگ عمید
(اسم مصدر) [عربی: استعفاء]
[estefā]
۱. درخواست کنارهگیری از کار و شغل.
۲. کنارهگیری کردن از کار و شغل.
۳. [قدیمی] طلب عفو کردن؛ عفو خواستن.
[estefā]
۱. درخواست کنارهگیری از کار و شغل.
۲. کنارهگیری کردن از کار و شغل.
۳. [قدیمی] طلب عفو کردن؛ عفو خواستن.
استعفا
فرهنگ سره
کناره گیری
استعفا
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
استعفا
(ع/مصم)
ئیستیقالە، خۆکێشانەوە، داوای لەکارکشانەوە، دەستلەکارکێشانەوە، دەستهەڵگرتنلەکار، لاگری،
بەزەیی خواستن، داوایبەخشین، داوایبەزەیی، داوایلێبووردن، لێبووردن خوازی،
(ع/مصم)
ئیستیقالە، خۆکێشانەوە، داوای لەکارکشانەوە، دەستلەکارکێشانەوە، دەستهەڵگرتنلەکار، لاگری،
بەزەیی خواستن، داوایبەخشین، داوایبەزەیی، داوایلێبووردن، لێبووردن خوازی،
استعفا
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اِستِعفاء/
اسم مصدر:
استعفا
1. تقاضای کنارهگیری از شغل یا وظیفه.
2. کنارهگیری کردن از شغل. کار. و مانند آنها. واژههای مشتق شده: (استعفا نامه)، (استعفا دادن)، (استعفا کردن)، (استعفا خواستن)
ایتالیایی: (dimissione)
انگلیسی: (resignation)
فرهنگ بزرگ سخن
عربی
آوایش:
/اِستِعفاء/
اسم مصدر:
استعفا
1. تقاضای کنارهگیری از شغل یا وظیفه.
2. کنارهگیری کردن از شغل. کار. و مانند آنها. واژههای مشتق شده: (استعفا نامه)، (استعفا دادن)، (استعفا کردن)، (استعفا خواستن)
ایتالیایی: (dimissione)
انگلیسی: (resignation)
فرهنگ بزرگ سخن