استعباد
معنی
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) کسی را بنده خود ساختن، مانند بنده گردانیدن.
جست و جوی دقیق
استعباد
فرهنگ معین
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) کسی را بنده خود ساختن، مانند بنده گردانیدن.
استعباد
فرهنگ عمید
(اسم مصدر) [عربی] [قدیمی]
[estebād] به کسی را بندۀ خود کردن؛ به بندگی گرفتن.
[estebād] به کسی را بندۀ خود کردن؛ به بندگی گرفتن.
استعباد
فرهنگ دهخدا
[اِ تِ] (ع مص) به بندگی گرفتن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (منتهی الارب). تعبید. || مانند بنده گردانیدن. (منتهی الارب).
استعباد
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
استعباد
(ع/مصم)بەکۆیلەگرتن، کردنهبەندە، کردنەکۆیلە،
(ع/مصم)بەکۆیلەگرتن، کردنهبەندە، کردنەکۆیلە،
استعباد
واژهنامه عربی به فارسی
به بندگى كشاندن , به خوارى كشاندن , به بردگى كشيدن استثمار كردن , بهرهكشى كردن , استعمار انسانها
استعباد
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
(اِ تِ)
ریشهشناسی:
(عربی)
مصدر متعدی:
1. کسی را بندة خود ساختن، مانند بنده گردانیدن.
فرهنگ لغت معین
ریشهشناسی:
(عربی)
مصدر متعدی:
1. کسی را بندة خود ساختن، مانند بنده گردانیدن.
فرهنگ لغت معین