استضعاف
معنی
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) ناتوان شمردن، ضعیف دانستن.
جست و جوی دقیق
استضعاف
فرهنگ معین
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) ناتوان شمردن، ضعیف دانستن.
استضعاف
فرهنگ عمید
(اسم مصدر) [عربی]
[estezāf]
۱. ناتوان و ضعیف کردن بر اثر ستم و بهرهکشی ناعادلانه.
۲. ناتوان و ضعیف شدن بر اثر ستم و بهرهکشی ناعادلانه.
[estezāf]
۱. ناتوان و ضعیف کردن بر اثر ستم و بهرهکشی ناعادلانه.
۲. ناتوان و ضعیف شدن بر اثر ستم و بهرهکشی ناعادلانه.
استضعاف
فرهنگ دهخدا
[اِ تِ] (ع مص) ناتوان شمردن. اِکارَه. سست پنداشتن. ناتوان یافتن کسی را. (منتهی الارب). ضعیف یافتن و شمردن. (تاج المصادر بیهقی). ضعیف شمردن. (زوزنی). حقیر داشتن. || مقهور ساختن. (منتهی الارب).
استضعاف
واژهنامه گوند (کردی به کردی و فارسی به کوردی)
استضعاف[ع - مص - م] (ئیستیزئاف - istizaf)زەعیف و لاوازی، لاوازکردن.
استضعاف
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
استضعاف
(ع/مصم)بهبێهێززانین، بەلاوازدانان، چەوساندنەوە،
(ع/مصم)بهبێهێززانین، بەلاوازدانان، چەوساندنەوە،
استضعاف
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اِستِضعاف/
اسم مصدر:
استضعاف
1. ناتوان و درمانده کردن به دلیل ستمگری، بهرهکشی ناعادلانه و مانند آنها.
2. ناتوان شمردن. (ضعیف) دانستن.
3. ناتوان و درمانده شدن به دلیل (بهرهدهی) ناعادلانه، نابرابری، و مانند آنها.
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
عربی
آوایش:
/اِستِضعاف/
اسم مصدر:
استضعاف
1. ناتوان و درمانده کردن به دلیل ستمگری، بهرهکشی ناعادلانه و مانند آنها.
2. ناتوان شمردن. (ضعیف) دانستن.
3. ناتوان و درمانده شدن به دلیل (بهرهدهی) ناعادلانه، نابرابری، و مانند آنها.
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین