استخوان بندی
معنی
(~. بَ) (اِمر.) اسکلت، کالبد.
جست و جوی دقیق
استخوان بندی
فرهنگ معین
(~. بَ) (اِمر.) اسکلت، کالبد.
استخوان بندی
فرهنگ عمید
(اسم) (زیستشناسی)
[osto(e)xānbandi]
۱. مجموع استخوانهایی که در بدن یک جاندار به یکدیگر متصل شده و بهوسیلۀ انقباض و انبساط عضلات به حرکت درمیآید؛ اسکلت.
۲. شالوده؛ بنیاد.
[osto(e)xānbandi]
۱. مجموع استخوانهایی که در بدن یک جاندار به یکدیگر متصل شده و بهوسیلۀ انقباض و انبساط عضلات به حرکت درمیآید؛ اسکلت.
۲. شالوده؛ بنیاد.
استخوان بندی
فرهنگ دهخدا
[اُ تُ خوا / خا بَ] (اِ مرکب)(1) مجموع استخوانهای یک تن. مجموع استخوانهای برهم نهادهء حیوان. || (حامص مرکب) اِنشاز. || بند و بست اعضاء. (آنندراج). || کنایه از درست کردن انگاره و بستن ترکیب الفاظ و عبارات. (آنندراج) :
بی قناعت نتوان شد ز سعادتمندان
استخوان بندی دولت بهما پیوسته ست.
صائب.
(1) - Squelette. La charpente osseues.
بی قناعت نتوان شد ز سعادتمندان
استخوان بندی دولت بهما پیوسته ست.
صائب.
(1) - Squelette. La charpente osseues.
استخوان بندی
واژهنامه گوند (کردی به کردی و فارسی به کوردی)
استخوان بندی[ا] (ئوستەخڤان بەندی - ustexvan bendî)ئێسکە پەیکەر.
استخوان بندی
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
استخوان بندی
(ا/مر)ئێسکهپەیکەر، سەرجەمی ئێسکەکانی لەش،
(ا/مر)ئێسکهپەیکەر، سەرجەمی ئێسکەکانی لەش،
استخوان بندی
واژگان مصوب فرهنگستان
[پزشکی، زیستشناسی] Skeleton
داربست یا چارچوبی از استخوانهای مربوط به هم که به بدن جانوران شکل میبخشد
متـ . استخوانگان
داربست یا چارچوبی از استخوانهای مربوط به هم که به بدن جانوران شکل میبخشد
متـ . استخوانگان
استخوان بندی
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فارسی
آوایش:
/استخوان/بندی/
اسم مرکب:
استخوانبندی جانوری
1. مجموعه استخوانهای جانوران مهرهدار و اتصالات غضروفی آنها. (کالبد)، (اسکلت).
2. مجاز: اساس و چهار چوب هر چیز، اجزا یا اعضا و طرز قرار گرفتن آنها در یک گروه.
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
فارسی
آوایش:
/استخوان/بندی/
اسم مرکب:
استخوانبندی جانوری
1. مجموعه استخوانهای جانوران مهرهدار و اتصالات غضروفی آنها. (کالبد)، (اسکلت).
2. مجاز: اساس و چهار چوب هر چیز، اجزا یا اعضا و طرز قرار گرفتن آنها در یک گروه.
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
استخوان بندی
دانشنامه آزاد ویکی پدیا
استخوانبندی یا اِسکِلِت ، از واژهٔ یونانی σκελετός [سْکِلِتُس] به معنی «بدن خشکشده» یا «مومیایی») در زیستشناسی داربست یا چارچوبی از استخوانهای مربوط به هم است که به بدن شکل میبخشد. استخوانبندی وظیفه حفظ و نگهداری بدن جانوران و همچنین حرکت راحتتر و سریعتر را بر عهده دارد. جانوران مهرهدار دارای اسکلت داخلی و اکثر جانوران بیمهره دارای اسکلت خارجی میباشند. تنها تعداد کمی از جانوران همانند کرمخاکی هستند که هیچگونه استخوانبندیای ندارند.