استادکار
معنی
(~.) (ص فا.)
۱- ماهر و مسلط و متخصص در صنعتی یا حرفهای. در لفظ عامیانه اوساکار.
۲- کارفرما.
جست و جوی دقیق
استادکار
فرهنگ معین
(~.) (ص فا.)
۱- ماهر و مسلط و متخصص در صنعتی یا حرفهای. در لفظ عامیانه اوساکار.
۲- کارفرما.
۱- ماهر و مسلط و متخصص در صنعتی یا حرفهای. در لفظ عامیانه اوساکار.
۲- کارفرما.
استادکار
فرهنگ عمید
(اسم، صفت)
[ostādkār]
۱. کسی که عدهای را در صنعتی یا حرفهای آموزش میدهد.
۲. سرپرست و بزرگتر کارگران در کارگاه صنعتی.
[ostādkār]
۱. کسی که عدهای را در صنعتی یا حرفهای آموزش میدهد.
۲. سرپرست و بزرگتر کارگران در کارگاه صنعتی.
استادکار
فرهنگ دهخدا
[اُ] (ص مرکب) اُستاکار. ماهر مسلط در صنعت یا حرفه ای :
شاگردپیشگان و خریطه کشان وی
استادکار تیر سپهرند بر زمین.سوزنی.
شاگردپیشگان و خریطه کشان وی
استادکار تیر سپهرند بر زمین.سوزنی.
استادکار
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
استادکار
(ا/مر)ئساکار، ئوسا، ئؤسا، ئۆساکار، ئوستا، پسپۆڕ، چەنەزان، سوا، ڤەستا، کارزان، لێزان، وسا، وستا، وەسا، وەساکار، وەستا، هۆسا، هۆستا، هۆستاکار، هۆستە،
(ا/مر)ئساکار، ئوسا، ئؤسا، ئۆساکار، ئوستا، پسپۆڕ، چەنەزان، سوا، ڤەستا، کارزان، لێزان، وسا، وستا، وەسا، وەساکار، وەستا، هۆسا، هۆستا، هۆستاکار، هۆستە،
استادکار
واژهنامه هژار (فارسی به کردی)
ئوسا,ئوستا,هۆستاکار,وسا,وستا,ڤهستا
استادکار
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فارسی
آوایش:
/اُستاد/کار/
صفت:
استادکار
1. سرپرستِ یک یا چند کارگرِ ساده در (کارگاه). (کارفرما).
2. ماهر و مسلط و متخصص در صنعتی یا حرفهای. در لفظ عامیانه (اوساکار).
انگلیسی: (workman)
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
(En:workman)
فارسی
آوایش:
/اُستاد/کار/
صفت:
استادکار
1. سرپرستِ یک یا چند کارگرِ ساده در (کارگاه). (کارفرما).
2. ماهر و مسلط و متخصص در صنعتی یا حرفهای. در لفظ عامیانه (اوساکار).
انگلیسی: (workman)
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
(En:workman)