اساس

معنی
برابر فارسی
  1. اساس
هم‌معنا / پادمعنا
  1. اصل، بن، بنیان، بنیاد، پایه، پی، زمینه، شالوده، قاعده، کنه، ماخذ، مبنا، محور، مناط، نهاد
جست و جوی دقیق

اساس

فرهنگ معین

اساس

فرهنگ عمید

اساس

فرهنگ سره

اساس

فرهنگ دهخدا

اساس

فرهنگ دهخدا

اساس

فرهنگ دهخدا

اساس

فرهنگ دهخدا

اساس

واژه‌نامه گوند (کردی به کردی و فارسی به کوردی)

اساس

واژه‌نامه کاوه (فارسی به کردی)

اساس

واژه‌نامه هژار (فارسی به کردی)

اساس

واژه‌نامه عربی به فارسی

اساس

واژه‌نامه آزاد ویکی پدیا

اساس

دانشنامه آزاد ویکی پدیا