ازرق پوش
معنی
(~.) [ ع - فا. ] (اِفا.)
۱- کسی که جامه کبود پوشد.
۲- صوفی.
۳- (ص.) کنایه از: صوفیِ ریایی.
جست و جوی دقیق
ازرق پوش
فرهنگ معین
(~.) [ ع - فا. ] (اِفا.)
۱- کسی که جامه کبود پوشد.
۲- صوفی.
۳- (ص.) کنایه از: صوفیِ ریایی.
۱- کسی که جامه کبود پوشد.
۲- صوفی.
۳- (ص.) کنایه از: صوفیِ ریایی.
ازرق پوش
فرهنگ عمید
(اسم، صفت فاعلی) [عربی. فارسی] [قدیمی، مجاز]
[azraqpuš]
۱. صوفی: ♦ پیر گلرنگ من اندر حق ازرقپوشان / رخصت خبث نداد ار نه حکایتها بود (حافظ: ۴۱۴).
۲. مکار؛ حیلهگر.
[azraqpuš]
۱. صوفی: ♦ پیر گلرنگ من اندر حق ازرقپوشان / رخصت خبث نداد ار نه حکایتها بود (حافظ: ۴۱۴).
۲. مکار؛ حیلهگر.
ازرق پوش
فرهنگ دهخدا
[اَ رَ] (نف مرکب) آنکه جامهء نیلگون پوشد. || مجازاً، صوفی :
پیر گلرنگ من اندر حق ازرق پوشان
رخصت خبث نداد ارنه حکایتها بود.حافظ.
پیر گلرنگ من اندر حق ازرق پوشان
رخصت خبث نداد ارنه حکایتها بود.حافظ.
ازرق پوش
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
ازرق پوش
(عف/افا)
بەرگ شین، جلکشین، شینپۆش، لیباس شین، 2پەشمینهپۆش، جلکی پەشمپۆش، زوور لهبەر، - سۆفی،
(عف/افا)
بەرگ شین، جلکشین، شینپۆش، لیباس شین، 2پەشمینهپۆش، جلکی پەشمپۆش، زوور لهبەر، - سۆفی،
ازرق پوش
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
(~.)
ریشهشناسی:
(عربی)(اِ
1. کسی که جامة کبود پوشد.
2. صوفی.
صفت:
3. کنایه از: صوفیِ ریایی.
فرهنگ لغت معین
ریشهشناسی:
(عربی)(اِ
1. کسی که جامة کبود پوشد.
2. صوفی.
صفت:
3. کنایه از: صوفیِ ریایی.
فرهنگ لغت معین
ازرق پوش
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فارسی
آوایش:
/اَرزَق/پوش/
صفت:
ارزقپوش قدیم
1. مجاز: (صوفی).
2. :پیر گلرنگ من اندر حق (ازرق) پوشان/ رخصت خبث نداد ارنه حکایتها بود. «(حافظ)»
فرهنگ بزرگ سخن
فارسی
آوایش:
/اَرزَق/پوش/
صفت:
ارزقپوش قدیم
1. مجاز: (صوفی).
2. :پیر گلرنگ من اندر حق (ازرق) پوشان/ رخصت خبث نداد ارنه حکایتها بود. «(حافظ)»
فرهنگ بزرگ سخن