ازخودگذشته
معنی
(صفت فاعلی)
[azxodgozašte] ازجانگذشته؛ فداکار.
هممعنا / پادمعنا
- ازجانگذشته، برخی، جانباز، جاننثار، فداکار، فدایی
جست و جوی دقیق
ازخودگذشته
فرهنگ عمید
(صفت فاعلی)
[azxodgozašte] ازجانگذشته؛ فداکار.
[azxodgozašte] ازجانگذشته؛ فداکار.
ازخودگذشته
واژهنامه هژار (فارسی به کردی)
لهخۆبوردو