ازارپا
معنی
(اسم) [عربی. فارسی] ‹ازارپای› [قدیمی]
[ezārpā] شلوار؛ تنبان: ♦ چون کبک آنکه موزه ندارد هرآینه / در پای میکشد چو کبوتر ازارپای (کمالالدین اسماعیل:۱۲۲).
جست و جوی دقیق
ازارپا
فرهنگ عمید
(اسم) [عربی. فارسی] ‹ازارپای› [قدیمی]
[ezārpā] شلوار؛ تنبان: ♦ چون کبک آنکه موزه ندارد هرآینه / در پای میکشد چو کبوتر ازارپای (کمالالدین اسماعیل:۱۲۲).
[ezārpā] شلوار؛ تنبان: ♦ چون کبک آنکه موزه ندارد هرآینه / در پای میکشد چو کبوتر ازارپای (کمالالدین اسماعیل:۱۲۲).
ازارپا
فرهنگ دهخدا
[اِ رِ / رْ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب)ازارپای. آنچه در پا کنند چون شلوار و تنبان. (رشیدی) (سروری). شلوار و تنبان. (برهان) :گفت زود بدوزید پیراهن و ازارپای صوفیان. (اسرار التوحید ص 95). اَوسطش [ اوسط چیزی که بزن دهند ] سه جامه باشد: پیراهن و ازارپای و مقنع. (تفسیر ابوالفتوح رازی).
چون گل درد ز جود تو پیراهن حریر
دریا چو سرو آنکه ندارد(1) ازارپا.
کمال اسماعیل.
چون کبک آنکه موزه ندارد هرآینه
در پای میکشد چو کبوتر ازارپای.
کمال اسماعیل.
و مؤلف آنندراج گوید: باید دانست چنانکه دستار مخصوص است بسر همچنین اِزار مخصوص است بپای پس احتیاج نماند باینکه مضاف کنند بسوی پا و سر مگر آنگاه که زیادت تصریح منظور باشد و اینکه بفک اضافه هم آمده از جهت کثرت استعمال است.
(1) - ن ل: نبودش.
چون گل درد ز جود تو پیراهن حریر
دریا چو سرو آنکه ندارد(1) ازارپا.
کمال اسماعیل.
چون کبک آنکه موزه ندارد هرآینه
در پای میکشد چو کبوتر ازارپای.
کمال اسماعیل.
و مؤلف آنندراج گوید: باید دانست چنانکه دستار مخصوص است بسر همچنین اِزار مخصوص است بپای پس احتیاج نماند باینکه مضاف کنند بسوی پا و سر مگر آنگاه که زیادت تصریح منظور باشد و اینکه بفک اضافه هم آمده از جهت کثرت استعمال است.
(1) - ن ل: نبودش.
ازارپا
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اَزارپا/
اسم:
ازارپا قدیم
1. (شلوار).
2. :سنت است که جامه کوتاه دارد و ازارپای باید بر نیمه ساق باشد. «(بحرالفوائد)»
فرهنگ بزرگ سخن
عربی
آوایش:
/اَزارپا/
اسم:
ازارپا قدیم
1. (شلوار).
2. :سنت است که جامه کوتاه دارد و ازارپای باید بر نیمه ساق باشد. «(بحرالفوائد)»
فرهنگ بزرگ سخن