ارگانیزه
معنی
(صفت) [فرانسوی: organisé]
[orgānize] سازماندادهشده.
جست و جوی دقیق
ارگانیزه
فرهنگ عمید
(صفت) [فرانسوی: organisé]
[orgānize] سازماندادهشده.
[orgānize] سازماندادهشده.
ارگانیزه
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
ارگانیزه
(فر/ا)ڕێخراو، ڕێکخراو، سازمان پێدراو، ڕێکوپێک کراو،
(فر/ا)ڕێخراو، ڕێکخراو، سازمان پێدراو، ڕێکوپێک کراو،
ارگانیزه
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فرانسوی
آوایش:
/اُرگان/اِیزه/
صفت:
ارگانیزه
1. سازمان یافته.
2. :اجزای جامعه ... حالت ارگانیزه پیدا میکنند. «(مرتضی مطهری)»
فرهنگ بزرگ سخن
فرانسوی
آوایش:
/اُرگان/اِیزه/
صفت:
ارگانیزه
1. سازمان یافته.
2. :اجزای جامعه ... حالت ارگانیزه پیدا میکنند. «(مرتضی مطهری)»
فرهنگ بزرگ سخن