ارگان
معنی
( اُ ) [ فر. ] (اِ.)۱ - کارمند.
۲- عضو، اندام.
۳- نشریهای که بیان کننده اندیشهها و دیدگاههای یک سازمان یا حزب خاص باشد، ترجمان. (فره).
هممعنا / پادمعنا
- نشریه
- اعضا، پرسنل
جست و جوی دقیق
ارگان
فرهنگ معین
( اُ ) [ فر. ] (اِ.)۱ - کارمند.
۲- عضو، اندام.
۳- نشریهای که بیان کننده اندیشهها و دیدگاههای یک سازمان یا حزب خاص باشد، ترجمان. (فره).
۲- عضو، اندام.
۳- نشریهای که بیان کننده اندیشهها و دیدگاههای یک سازمان یا حزب خاص باشد، ترجمان. (فره).
ارگان
فرهنگ عمید
(اسم) [فرانسوی: organe]
[orgān]
۱. (زیستشناسی) عضو؛ اندام.
۲. سازمان؛ نهاد؛ تشکیلات.
۳. نشریهای متعلق به یک حزب یا گروه خاص که بیانکنندۀ اندیشهها و اهداف آن حزب سیاسی است.
[orgān]
۱. (زیستشناسی) عضو؛ اندام.
۲. سازمان؛ نهاد؛ تشکیلات.
۳. نشریهای متعلق به یک حزب یا گروه خاص که بیانکنندۀ اندیشهها و اهداف آن حزب سیاسی است.
ارگان
فرهنگ دهخدا
[اُ] (فرانسوی، اِ)(1) (از یونانی ارگانن(2)) عضو. کارمند. || مُبیِّن افکار گروهی: روزنامهء شوری ارگان حزب اجتماعیون بود.
(1) - Organe.
(2) - Organon.
(1) - Organe.
(2) - Organon.
ارگان
واژهنامه گوند (کردی به کردی و فارسی به کوردی)
ارگان[فر - ا] (ئورگان - urgan)فەرمانبەر، ئەندام، ئامێر، یان لایەنگری حزبێکی سیاسی.
ارگان
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
ارگان
(فر/ا)
ئۆرگان، بڵاوکەرەوەو بەیانکەری بیروبڕوای تاقمی،
عضو: ئەندام، کارگێڕ، کارمەند،
بنکەی کۆمەڵایهتی،
(فر/ا)
ئۆرگان، بڵاوکەرەوەو بەیانکەری بیروبڕوای تاقمی،
عضو: ئەندام، کارگێڕ، کارمەند،
بنکەی کۆمەڵایهتی،
ارگان
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فرانسوی
آوایش:
/اُرگان/
اسم:
ارگان جانوری
1. عضو، عضو بدن، اندام.
2. سازمان، نهاد، کارمند.
3. نشریهای که بیان کننده اندیشهها و دیدگاههای یک سازمان یا حزب خاص باشد، (ترجمان).
انگلیسی: (organ)
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
(En:organ)
فرانسوی
آوایش:
/اُرگان/
اسم:
ارگان جانوری
1. عضو، عضو بدن، اندام.
2. سازمان، نهاد، کارمند.
3. نشریهای که بیان کننده اندیشهها و دیدگاههای یک سازمان یا حزب خاص باشد، (ترجمان).
انگلیسی: (organ)
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
(En:organ)
ارگان
دانشنامه آزاد ویکی پدیا
ارگان میتواند به موارد زیر اشاره کند: * اُرگان به معنای نهاد، مثل یک نهاد مدنی یا نهاد اجتماعی * اُرگان در علوم زیستی، به معنای اندام (کالبدشناسی) در موجودات زنده * اَرگان، اَرجان یا آریاگان، نام شهری باستانی در نزدیکی بهبهان کنونی * اَرگان، آرگان یا ارقان گونهای درخت، بومی کشور مراکش * اُرِگان یا اورگن، از ایالتهای آمریکا