ارغاب
معنی
( اَ ) (اِمر.) جوی آب، رود. ارغا و ارغاو نیز گویند.
جست و جوی دقیق
ارغاب
فرهنگ معین
( اَ ) (اِمر.) جوی آب، رود. ارغا و ارغاو نیز گویند.
ارغاب
فرهنگ عمید
(اسم) ‹ارغاو، ارغاف، ارغا› [قدیمی]
[arqāb] جوی آب؛ جوی؛ رود: ♦ فرازش پر از خون چو کوه طبرخون / نشیبش ز اشکم چو ارغاب و آغر (عمعق: لغتنامه: ارغاب).
[arqāb] جوی آب؛ جوی؛ رود: ♦ فرازش پر از خون چو کوه طبرخون / نشیبش ز اشکم چو ارغاب و آغر (عمعق: لغتنامه: ارغاب).
ارغاب
فرهنگ دهخدا
[اَ] (اِ)(1) جوی آب. رودخانه. (برهان) (آنندراج). ارغا. (جهانگیری) (برهان) :
فرازش پر از خون چو کوه طبرخون
نشیبش ز اشکم چو ارغاب(2) و آغر.عمعق.
ز هر دو دیده دو ارغاب(3) خون شده ست روان.
سوزنی.
آنکه از عشوه های او ارغاب
میدهد تشنه را فریب سراب.
سیف (از فرهنگ رشیدی).
(1) - در شرفنامه این لغت را ترکی گفته. (فرهنگ رشیدی).
(2) - ن ل: ارغام.
(3) - ن ل: ارغاو.
فرازش پر از خون چو کوه طبرخون
نشیبش ز اشکم چو ارغاب(2) و آغر.عمعق.
ز هر دو دیده دو ارغاب(3) خون شده ست روان.
سوزنی.
آنکه از عشوه های او ارغاب
میدهد تشنه را فریب سراب.
سیف (از فرهنگ رشیدی).
(1) - در شرفنامه این لغت را ترکی گفته. (فرهنگ رشیدی).
(2) - ن ل: ارغام.
(3) - ن ل: ارغاو.
ارغاب
فرهنگ دهخدا
[اِ] (ع مص) راغب کردن. (منتهی الارب). راغب گردانیدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). طالب گردانیدن. (منتهی الارب).
ارغاب
واژهنامه گوند (کردی به کردی و فارسی به کوردی)
ارغاب[ع - مص - م] (ئیرغاب - irxab)ڕەغبەت پێدان.
ارغاب
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
ارغاب
(اَرغاب -ا/مر)جۆ، جۆگە، جۆگەلە، چۆم، چەم، ڕووبار،
(اَرغاب -ا/مر)جۆ، جۆگە، جۆگەلە، چۆم، چەم، ڕووبار،
ارغاب
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
(اَ)
اسم مرکب:
1. جوی آب، رود. ارغا و ارغاو نیز گویند.
فرهنگ لغت معین
اسم مرکب:
1. جوی آب، رود. ارغا و ارغاو نیز گویند.
فرهنگ لغت معین